اهدای عضو و مذهب

اغلب فرقه‌ها و گروه‌های مذاهب اصلی، پیوند اعضاء را با شرایط خاص خود پذیرفته‌اند.

مروری بر نظر برخی اعتقادات و باورهای مذهبی و سنتی در مورد اهدای عضو و پیوند اعضا

 

الف) ادیان ابراهیمی

 

1. اسلام:

مذهب اسلام برای حفظ جان انسان‌ها ارزش ویژه‌ای قائل است و هر عملی که در راستای درمان و نجات جان انسان‌ها باشد را مورد قبول قرار می‌دهد؛ به نحوی که در بخش‌های مختلف قرآن (به ویژه آیه‌ی 32 سوره ی مائده)، بر این مهم، توصیه‌ی اکید شده است.

 

نمونه‌هایی از تأکیدات دین اسلام، مبنی بر مجاز بودن اهدای عضو و پیوند اعضا:

  • مفتی اعظم مصر در سال 1966 نخستین فتوای مدرن (اعلامیه قانونی اسلامی) در مورد مجاز بودن اهدای عضو را صادر كرد.
  • پس از آن احکامی نیز در این رابطه، در کشورهای مالزی (1969)، الجزایر (1972)، اردن (1977) و كویت (1979) صادر شد.
  • در سال ۱۹۸۲ میلادی، انجمن علمای اهل سنت، به مجاز بودن پیوند عضو فتوا دادند.
  • در سال 1988، شورای مجمع فقه اسلامی در عربستان سعودی، پیوند عضو از اهداکنندگان زنده را تأیید کرد.
  • در ایران نیز، حضرت امام خمینی (ره) در سال 1368 هجری شمسی (1989 میلادی) و حضرت آیت الله خامنه ای در سال 1370 (1991 میلادی)، نخستین فتاوی حاکمین شرع ایران، مبنی بر مجاز بودن شرعی استفاده از اعضای افراد مرگ مغزی برای پیوند به بیماران نیازمند را صادر نمودند.
  • در سال 1996، شورای حقوق مسلمانان انگلیس، حكمی شرعی صادر كرد كه بر اساس آن، پیوند اعضای بدن، کاملاً مطابق با اصول دین اسلام است.
  • هم چنین، مجمع فقه اسلامی اهل سنت ایران، در هفدهمین نشست خود، در سال 1389 هجری شمسی (2010 میلادی)، به مجاز بودن پیوند اعضا، فتوا دادند.

نکته: گرچه کلیت پیوند اعضا از ارگان‌های افراد مرگ مغزی، در هر دو مذهب شیعه و سنی اسلام، پذیرفته شده است؛ ولی کماکان برخی از مراجع این دو شاخه، با اهدای عضو، موافق نیستند؛ و مهمترین مشکل آنها، عدم باور مرگ مغزی به عنوان مرگ قطعی و وجود روح در فرد مرگ مغزی است.

 

 

2. مسیحیت:

به طور کلی، در مسیحیت، اعتقاد گسترده ای وجود دارد که اهدای عضو یک عمل ارزشمند و نوعدوستانه است؛ اگرچه تصمیمات در خصوص این امر به عهده خود فرد است.

  • فرقه کاتولیک: شاخه اصلی کاتولیک از نظر اخلاقی، پیوند و اهدای عضو را جایز دانسته اند و آن را به عنوان یک عمل خیر تشویق می کنند؛ از دیدگاه آنها فروش عضو نیز مانعی ندارد.
  • فرقه پروتستان: این فرقه بیان کلی از دیدگاه خود در مورد پیوند و اهدای عضو نداشته اند؛ اما انجام پیوند و اهدای عضو را مقید به تصمیم خود شخص می‌دانند.
  • فرقه ارتدکس: این فرقه مخالفتی با امر پیوند و اهدای عضو ندارد.
  • شاهدان یهوه: گروهی از فرقه مسیحیان که از مسیحیت اصلی متمایز هستند.

شاهدان یهوه، تزریق فرآورده‌های خونی را نمی‌پذیرند؛ که این عقیده، مسئله پیوند را بسیار پیچیده می‌کند.

نکته‌ی جالب توجه آن است که پیروان یهوه، با دیالیز، تبادل پلاسما یا آلبومین و درمان اریتروپویتین و تکنیک Cellsaver  (که در آن خون بیمار مجدداً به خودش تزریق می‌شود)، مشکلی ندارند؛ اما انتقال حتی یک واحد خون از فرد دیگری، قبل از عمل جراحی را مجاز نمی‌دانند.  

در دهه 1960، این گروه مذهبی بیانیه‌هایی ضد اهدا و پیوند اعلام کردند؛ اما در دهه 1980 این نظریات، مورد بازنگری قرار گرفت و اساساً از بین رفت.  

نظرات فعلی، تصمیم را مشروط بر اینكه هیچ خونی تزریق نشود، به فرد واگذار می‌کند و در حال حاضر، مواردی از پیوند کلیه و پیوند کلیه – پانکراس در بین پیروان این فرقه گزارش شده است.

 

نمونه هایی از حمایت دین مسیحیت از اهدای عضو و پیوند اعضا:

  1. پاپ بندیکت شانزدهم،  از دهه 1970، دارای کارت اهدای عضو می‌باشد؛ گرچه این کار نمادین بوده و طبق قانون مسیحیت بدن پاپ باید دست نخورده دفن شود.
  2. نمونه دیگر از دیدگاه‌های مثبت مسیحیت، در مقام حمایت از اهدای عضو، اعلامیه مشترک بین كلیسای كاتولیك و پروتستان آلمان در سال 1990 است.
  3. در سال 2005، رئیس كلیسای ارتدكس یونان، اسقف اعظم آتن و كلیسودودولوس یونان اعلام كرد كه او و اعضای سینود مقدس، همه فرم‌های اهدای اعضای بدن را امضا كرده اند.
  4. کلیسای انگلیس حمایت خود را در سال 2007 از اهدای عضو انجام داد.

 

 

3. یهودیت:

علمای دین یهودیت به طور سنتی نسبت به مسائل مربوط به اهدا و پیوند کمی با تردید اظهار نظر کرده‌اند.  

دین یهودیت اهمیت زیادی برای جلوگیری از هرگونه دخالت غیر ضروری در بدن، پس از مرگ، قائل است؛ و خاکسپاری کامل بدن، عدم تاخیر در به خاک سپردن فرد فوت شده و هم چنین عدم دریافت سودی در قبال میت را الزامی می‌داند؛ که این ملاحظات موجب شده است برخی از علمای یهودی با اهدای عضو مخالف باشند.

با این حال، بسیاری از علمای یهودی احساس می‌کنند که این نگرانی‌ها با توجه به هدف نجات جان مردم می‌تواند نادیده گرفته شود.  

سؤال مهم در این دین، این است که آیا با توجه به وجود ضربان قلب علی‌رغم از بین رفتن تمام مغز (از جمله ساقه مغز)، این فرد، مرده قلمداد می‌شود یا زنده؟ که در این میان، فرقه Hasidic در یهودیت، به همین دلیل، مخالف پیوند اعضاست.

در کل، اغلب فرقه‌های یهودیت، اهدای عضو را قابل قبول می‌دانند و اعتقاد دارند که عمل پیوند باید با توجه کامل به مقام انسانی و احترام به فرد مرده صورت بگیرد.

اما برخی از رهبران دین یهود هنوز هم با اهدای عضو مخالفند.

 

 

 

الف) ادیان غیرابراهیمی

 

1. زرتشتی:

زرتشتیان معتقدند كه پس از زندگی روی زمین، روح انسان، جاودانه و توسط خداوند قضاوت می‌شود؛ كه آیا در طول عمر خود اعمال نیكی انجام داده است یا شر؟

مهمترین چیز در مورد دین زرتشت، ارادت به تعالی اخلاقی است؛ و شعار معروف ایشان، گفتار نیک، پندار نیک و رفتار نیک می‌باشد؛ به همین دلیل است که اهدای عضو، چون یکی از راه‌های کمک به همنوع است، قابل قبول می‌باشد.

 

2. هندوئیسم:

مذهبی است غالب در آسیای جنوبی، با جمعیتی حدود یک میلیارد نفر، که ظاهراً بنیانگذار مشخصی ندارد.

هندوها معتقد به انتقال روح و تناسخ هستند از این رو اعمال یک فرد در این زندگی سرنوشت وی را در آینده مشخص می‌کند.

اصل مهم دیگر هندوئیسم کمک به کسانی است که رنج می‌کشند و چون یکپارچگی جسمی بدن مرده برای تناسخ لازم نیست، علمای هندو، اهدای عضو را به طور عمومی تأیید کرده‌اند؛ به نحوی که Hasmukh Velji از شورای جهانی هندوها، اهدای عضو را بخشی جدایی ناپذیر از زندگی می‌داند.

 

3. بودایی:

آیین بودایی در آسیا به ویژه در تایلند ، کامبوج، سنگاپور و ویتنام متداول است.

به اعتقاد بودایی‌ها، اهدای عضو به وجدان و شعور فرد بستگی دارد و احساس همدردی و شفقتی که در این عمل وجود دارد ارزش بالایی برای ان ایجاد می‌کند.

در بودیسم نیز مانند هندوئیسم، حفظ یکپارچگی جسد یک فرد مرده به عنوان یک امر حیاتی تلقی نمی‌شود؛ با این حال، در این باور نیز، مفهوم مرگ مغزی برای برخی از سنت‌های بودایی مشکل‌ساز است؛ به عنوان مثال، در بودای تبت، آگاهی معنوی ممکن است روزها پس از قطع نفس در بدن باقی بماند؛ ولی در نهایت، اهدای عضو را به تصمیم فردی واگذار می کنند.

 

4. شینتو:

شینتو به اندازه‌ی فرهنگ ژاپنی قدیمی است؛ و نه تنها برای ژاپنی‌ها یک دین است بلکه اخلاق و هویت قومی نیز به آنها می‌بخشد.

در ژاپن، بودیسم نیز، تحت تأثیر سنت بومی شینتو و سایر اعتقادات قومی ژاپنی قرار گرفته است؛ که با چین و کره متفاوت است.

در شینتو، ارزش اصلی خلوص است: همه خدایان از خلوص خشنود هستند و از ناخالصی و آلودگی عصبانی هستند.

در این آیین، مرگ، ماده‌ی آلوده نهایی است و جسد مرده آنقدر ناخوشایند، آلوده و خطرناک است که باید سریعاً بیرون رانده شود و افراد آلوده باید توسط آیین‌های خاص تصفیه شوند.

در حقیقت بدن مرده چنان نجس است که شینتو حتی تئوری‌ها یا مناسک مناسبی برای تدفین آن ندارد؛ در صورتی که بودیسم برای مردگان، آیین ها و مراسم مخصوصی دارد.

سنت شینتو، نه تنها نتوانسته است اهدای عضو در ژاپن را ارتقا بخشد، بلکه حتی برخی از قوانین آن در خصوص اهدای عضو، مشکل ایجاد می‌کند.

اخذ رضایت از خانواده‌های محروم برای اهدای عضو کار دشواری است؛ چرا که به نظر می‌رسد که باعث جراحت جسد مرده می‌شود؛ و به همین دلیل، این آیین اهدای عضو را قبول ندارد.

تا سال 1997 قوانینی در ژاپن برای ممنوعیت اهدای عضو استفاده می‌شد که پس از آن، تغییر یافت تا امکان پیوند از مرگ مغزی فراهم شود.

با این حال، برداشت عضو از افراد مرگ مغزی، تا زمانی که قلب می‌تپد، هنوز در ژاپن امکان‌پذیر نیست؛ و بعد از جدا کردن از دستگاه، با شیوه‌ی اهدا پس از مرگ قلبی یا همان DCD - Donation after Circulatory Death، قابل انجام می‌باشد.

لازم به ذکر است که به همین دلایل، درصد دریافت کارت اهدای عضو در ژاپن نیز، از کمترین رتبه در جهان، برخوردار است.

 

5. کنفوسیوس:

یک سنت فلسفی چینی که از دروس فیلسوف چینی کنفوسیوس در سال‌های 551-478 قبل از میلاد ایجاد شده است؛ و در سرزمین اصلی چین، تایوان، هنگ کنگ، سنگاپور و کره شیوع دارد.

در این سنت، کودکان باید در سن جوانی نیز، از والدین خود تبعیت کنند؛ و فرض بر این است که فرد با بدن کامل متولد می‌شود و بدن، مو و پوست، هدایای والدین هستند که نباید به آنها آسیب رساند.

این دیدگاه بیانگر این خواهد بود که اهدای عضو و پیوند، بی احترامی به والدین است؛ و بنابراین، مانعی برای اهدای عضو می‌باشد.

اما دانشمندان کنفوسیوس مدرن، نظریاتی متفاوت دارند؛ آنها با تحلیل سخنان کنفوسیوس در مورد ارزش بیشتر عدالت و جن (Jen)، نسبت به حفظ تمامیت بدن مرده، اهدا و پیوند عضو را تأیید می‌کنند.

 

6. تائوئیسم:

آسیای شرقی پذیرای انواع سنت‌های فلسفی و اعتقادات مذهبی است؛ که در میان، فلسفه تائوئیستی بیش از 2000 سال قدمت و بر طبیعی بودن و صلح تأکید دارد.  

بر طبق این سنت، اهدای عضو ممکن است به عنوان تلاشی برای تغییر روند طبیعی تلقی شود؛ که با نظریات این آیین، در تضاد است؛ ولی دانشمندان مدرن تائوئیست اظهار دارند كه بدن، فقط پناهگاهی برای روح است و تلاش برای تغییر بدن نمی‌تواند بر ماهیت زندگی تأثیر بگذارد؛ لذا به همین دلیل اهدای عضو را برای تأمین اعضای پیوندی بیماران نیازمند، تأیید کرده‌اند.

 

7. سیکیسم:

دینی بر پایه یکتاپرستی است که در سده‌ی ۱۵ میلادی در منطقه پنجاب (در شمال شبه ‌قاره هند)، توسط گورو نانک پدید آمد.

امروزه ایالت پنجاب در شمال‌غربی هند، بخش عمده‌ی جمعیت سیک‌ها را در خود جای داده است و همچنین گروه‌های زیادی از این افراد در سراسر جهان پراکنده هستند.

دین سیک معتقد است که زندگی پس از مرگ در روح ادامه می‌یابد؛ نه در جسم؛ لذا آخرین اقدام جهت کمک به افراد دیگر، اهدای عضو می‌باشد که این موضوع با آموزه‌های این دین همخوانی دارد.

 

8. Gypsies (کولی):

دارای اقوام مختلف و بدون مذهب رسمی هستند؛ که همه‌ی آنها، مشترکاً با اهدای عضو و پیوند اعضا مخالف می‌باشند؛ و این ریشه در اعتقادات آنها درباره زندگی پس از مرگ دارد.  

عقیده سنتی آنها این است که 1 سال پس از مرگ، روح گام‌های خود را به سمت کالبدی دیگر بر می‌دارد؛ بنابراین بدن باید دست نخورده بماند تا روح بتواند شکل بدنی خود را حفظ کند.

 

 

منابع:

Golmakani MM, Niknam MH, Hedayat KM. Transplantation ethics from the Islamic point of view. Medical Science Monitor. 2005;11(4):RA105-RA9

 

Cotrău P, HODOSAN V, Vladu A, Daina L, Negrău M, Daina C, et al. Consent Model, Opt-in/Opt-out System, and Organ Donation Rates in European Union Countries. Applied Medical Informatics. 2020;42(1):36-41

 

Thomas M, Klapdor M. The future of organ donation in Australia: Moving beyond the'gift of Life': Department of Parliamentary Services, Parliamentary Library; 2008

 

Neades BL. Presumed consent to organ donation in three European countries. Nursing Ethics. 2009;16(3):267-82

 

Boggi U, Vistoli F, Del Chiaro M, Croce C, Signori S, Marchetti P, et al., editors. Kidney and pancreas transplants in Jehovah's witnesses: ethical and practical implications. Transplantation proceedings; 2004: Elsevier

 

Gamba E. Human transplantation: the Italian legislation. 2017

 

Oliver M, Woywodt A, Ahmed A, Saif I. Organ donation, transplantation and religion. Oxford University Press; 2011

 

A Zoroastrian perspective on organ donation

 

Tai MC-T. An Asian Perspective on Organ Transplantation. Tzu Chi Medical Journal. 2009;21(1):90-3

 

Daar A. The body, the soul and organ donation: Beliefs of the major world religions. Nefrologia. 1994;14:78-81

 

Organ donation & religion.  http://bstreetsmartonline.org/wp-content/uploads/2018/04/Religion_facts.pdf

 

Abdeldayem H, El-Kased AF, Elshaarawy A, Hammad ES, Al-Haddad O, Sobhi G, et al. Religious Concepts in Organ Transplantation. Frontiers in Transplantology. 2016:1

 

سیک

 

Organ donation and religious beliefs

پرتال استان‌ها
شعب انجمن